اُلی و اُکان
سلاام به دلهای مثل خورشید و ماه
کتاب اُلی و اُکان جزء کتابهایی است که فقط برای کودکان نوشته نشده است.

عنوان: اُلی و اُکان
نویسنده: هربرت گونتر
تصویر گر: پترا پروبست
مترجم: کمال بهروز کیا
ناشر: سوره مهر
هر انسانی گرفتاری مخصوص به خود را دارد. هیچ کس بی درد نیست، هیچ بزرگسال یا کودک. گونتر به زیبایی درد های یک کودک بی سرپرست را برای دیگر کودکان بازگو می کند. تنهایی ها و منزوی شدن های کودکان بی سرپرست، زمانی که هیچ دست نوازشگری نیست تا او را در آغوش بگیرد، گونتر می خواهد به کودکان این را بفهماند که همه کودکان هم مثل خواننده مشکلات دارند اما مشکلات خاص خود را.
در این داستان زیبا با ترجمه روان کمال بهروز کیا بر مسئله پذیرش فرزند از پرورشگاه و مشکلات خانواده و فرزند تازه وارد در پذیرش موقعیت جدید تاکید می کند. اُکان کودکی است که به فرزندی پذیرفته شده و اُلی فرزند خانواده است که دو سال از اُکان کوچکتر است. در ابتدا به اُکان نمی تواند به خوبی آن ها را بپذیرد اما کم کم او و اُلی دو برادر و دوست واقعی می شوند. در مورد این کتاب و جنبه های روانشناختی آن زیاد می شود صحبت کرد اما ترجیح می دهم ماجرای پیوند خوردن این دو برادر را خودتان بخوانید.
برشی از کتاب :
کودکی را به فرزندی قبول کردن، با فرزندی به دنیا آوردن خیلی فرق دارد. مادر گفته بود: «کودکی را انتخاب میکنیم که پدر و مادر نداشته باشد.» صفحه 17
اُلی گفت: برای همین اُکان این قدر دلتنگ و غمگین است؟!
مادر گفت: بله. چون هرگز پدر و مادرش را ندیده و هیچ وقت طعم محبت آن ها را نچشیده.
الی می خواست از دست اُکان شکایت کند که چرا با او حرف نزده است. اما از سرنوشت او که با خبر شد، دربارهی آن حرفی نزد. صفحه 18
آن ها یا مهره ی یکدیگر را می زدند یا مهرهی اُلی را از بازی خارج می کردند. در حالی که یک بار هم مهرهی اُکان را نزده بودند. اُلی به شدت عصبانی و خشمگین بود، اما هنوز اعتراض نکرده بود و ساکت به بازی ادامه می داد


سلاااام به دوستان خوب کتاب


سلام دوستان کتابخوان 
